سبزه جوان با لباس سفید کوتاه و جورابهای سفید، دوست دختری با دیک لاستیکی میخواهد که او را به لعنت بفرستد. دختر الاغ آبدارش را در شلوارش تکان می دهد، لزبین را اغوا می کند، سپس بالای استرپون می نشیند و روی اسباب بازی جنسی می پرد تا به ارگاسم شیرین برسد.
من می خواهم نادیا را لعنت کنم
من خیلی بهش حسودیم...خیلی کم...ممم
من باور نمی کنم! من بارها در مطبوعات غربی خوانده ام که چنین رفتاری از سوی مدیریت آنها یک جرم سنگین و در حد جنایت محسوب می شود. مانند یک زیردست، رنج اخلاقی غیرقابل تحملی ایجاد می شود، که پس از آن سال ها او را آزار می دهد.
همیشه با انواع اسباب بازی ها جالب تر است. مرد کم کم سوراخ می شود، دوستش خوش شانس بود که مردی داشت. برای این جور پسرها دادن مقعد شرم آور نیست.